"رفتن" !
رفتن که بهانه نميخواهد ،
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !
"ماندن" !
ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان،
دوستت دارمهايى که مى شنوى ا
يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...
وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !
آرى ،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام ......
"سهراب سپهرى"
روز های خوب :
همه به شما میگویند
روز خوبی داشته باشید
ولی: من به شما میگویم روز خوبی را برای خود خلق کنید!
به فکر اومدن روزهای خوب نباشید
آنها نخواهند آمد…
به فکر ساختن باشید!!
روزهای خوب را باید ساخت…
روزتان بی نظیر و لحظه های شاد زندگیتون طولانی طولانی
ما ... :
نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده،
نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده..
"صادقانه زندگی کنید"
ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت میرویم.
ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم…
"استادالهی قمشه ای"
گاهی ليوان را زمين بگذار
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند... بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟....
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند... بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند: 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد می گیرد.
استاد گفت : حق با توست.. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می گیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید، اشکالی ندارد!! اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد! اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگی مهم است... اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوست من( داداشی من)، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری.
زندگی همین است!
داداشی مهربونم ... دوستت دارم!
فداتشم درساتو خوب بخونیا ...

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
.
.
.
هُو میکنند مرا که زمین خورده ام حسین
با من بگو که آبرویت برده ام حسین ؟؟؟؟
سوگند به موی مادرمان فاطمه - نشد
شرمنده ام که آب نیاورده ام حسین
.
.
.
آبی نبود اگر که تو دریا نمی شدی
مشکی نبود اگر که تو سقّا نمی شدی
حالا که مثل نور شدی و قمر شدی
ای کاش هیچ وقت تو پیدا نمی شدی
.
.
.
خبر پیچید سقا بهم پیچید
کنار خیمه ها آقا بهم پیچید
قمر افتاد، پشت سرش آفتاب افتاد
همین جا بود عاشورا بهم پیچید.
.
.
.
همین که نام بلندش کنار من پیچید
میان هر دو جهان اعتبار من پیچید
شهاب هر چه رها شد به جان خویش خرید
ز بس که ماه حرم در مدار من پیچید

در لحظه شادی ،پروردگار را ستایش کن.حمد وسپاس مخخصوص اوست وهیچکس وهیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست. در لحظه سختی فقط از خداوند کمک بخواه. او بهترین فریادرس است و همیشه با تو ودر کنار توست. همانگونه که وقتی موسی (ع)را برای رهایی مردم از بردگی فرستاد یا هنگامی که اسحاق سرزمین موعود را به خاطر گرسنگی و قحطی ترک کرد به ایشان فرمود: من با شما هستم. در لحظه گمراهی وحیرانی ، فقط خدارا جست و جو کن. او هدایت گر به سوی نعمت هاست. راه درست را از او بخواه چرا که تنها او از نهان وپیدا با خبر است. در لحظه آرامش ، معبود را مناجات کن . او تنها اجابت کننده دعا هاست براهمه دعا کن به خصوص برای کسانی که با تو مشکل دارند ودرآخر مثل من برای خواسته های خودت دعا کن او همه را گوش می کند. در لحظه نا امیدی ٬امیدت به خدا باشد. او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که این نیز بگذرد. در لحظه تنهایی ، پروردگارت را صدا بزن. او هیچ وقت بنده اش را تنها نمی گذارد همین الان می توانی حضورش رادر کنارت احساس کنی. فقط کافی است صدایش بزنی او تنها یار تنهایی ها ست. درلحظه نیاز ، حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن. زیرا٬نتیجه طلب از خلق خدا اگر روا شود منت است واگر نه ذلت٬در حالی که طلب از خالق برآورده شود نعمت است واگر نه حکمت وبه خاطر داشته باش که او بی نیازمطلق است. 



